بسمه تعالی
زنگ خطر چاپلوسی!
آموزههای اخلاقی و دینی در همه فرهنگها و به ویژه مکتب اهل بیت علیهم السلام نمیپسندد که انسان مؤمن اهل تملق و چاپلوسی باشد؛ چرا که این صفت مذموم آثار منفی هم در جان و دل شخص متملق بر جای میگذارد و هم آثار سوئی در روان و شخصیت فرد ستایش شونده دارد و گسترش آن میتواند آثار زیانباری نسبت به امنیت روانی و اخلاقی جامعه داشته باشد.
حضور انسانهای چربزبان، ستایشگر، متملق و چاپلوس پیرامون شما میتواند پیامدهای ناگواری در روحیه و شخصیت شما بر جای بگذارد که در ادامه به بخشی از آن اشاره شده است:
– ممکن است از حوادث و اتفاقاتی که در اطرافتان میافتد تفسیر دلخواهانه، سوگیرانه و مورد خوشایند شما ارائه نمایند، حق و باطل را وارونه جلوه نمایند و با دروغ، فریب و مبالغه بکوشند تا رضایت و اعتماد شما به سوی خود جلب کنند! تا بیشتر به اغراض شخصی و نفسانی خود برسند! در واقع، باید گفت: چاپلوسی، وسیلهای برای امتیازگیری و دستیابی به موقعیتهای برتر است.
(امام علی عليه السلام فرمودند: «أجهَلُ النّاسِ المُغتَرُّ بقَولِ مادِحٍ مُتَمَلِّقٍ؛ يُحَسِّنُ لَهُ القَبيحَ و يُبَغِّضُ إلَيهِ النَّصيحَ» (میزان الحکمه، ری شهری، ج10، ص436)؛ نادان ترين مردم كسى است كه فريب سخن ستايشگر چاپلوسى را بخورد كه زشت را در نظرش زيبا جلوه مىدهد و خيرخواه را منفورِ او مىسازد.)
چنین افرادی هرگاه از تملق و پاچهخواری در نزد شما طرفی نبستند و چیزی عایدشان نشد، به دشمنی با شما بر میخیزند و بدگویی شما میکنند. امیربیان علی علیه السلام چه زیبا فرمودند:
«إنّ مادِحَكَ لَخادِعٌ لِعَقلِكَ غاشٌّ لَكَ في نَفسِكَ بِكاذِبِ الإطراءِ و زُورِ الثَّناءِ، فإن حَرَمتَهُ نَوالَكَ أو مَنَعتَهُ إفضالَكَ و سَمَكَ بكُلِّ فَضيحَةٍ و نَسَبكَ إلى كُلِّ قَبيحَةٍ» (همان منبع، ص434)؛ کسى كه از تو ستايش مىكند، با تعريف دروغين و ستايش بىاساس، خرد تو را مىفريبد و با تو دغلى و خيانت مىورزد. چه، اگر بخشش خود را از او دريغ كنى يا احسانت را از وى باز دارى، آن گاه داغ هر ننگى را بر تو بزند و هر زشتى و عيبى را به تو نسبت دهد.
– این افراد از ترس طرد شدن و یا از دست دادن برخی منافع و امتیازها، از انتقاد سازنده پرهیز میکنند و پیوسته از شما تعریف و تمجید مینمایند و عیبها و ایرادها و نقصها و کاستیها را مطرح نمیکنند. این نوع رفتار افراد چاپلوس ممکن است در برداشت و تحلیل صحیح شما از اوضاع و احوال پیرامونیتان تأثیر منفی و مخرب داشته باشد؛ دوست و خیرخواه را دشمن بپندارید و دشمن و بدخواه را دوست بدانید و به قول معروف شما را گرفتار «خطای محاسباتی» نمایند! به قول سعدی شیرین سخن:
از صحبتِ دوستی برنجم کَاخلاق بدم حُسن نماید
عیبم هنر و کمال بیند خارم گل و یاسمن نماید
کو دشمن شوخ چشم ناپاک تا عیب مرا به من نماید
– حضور پیوسته این افراد در اطراف شما که معمولا انسانهایی فرصتطلب، کمبهره از دانش و تقوا، خودخواه، متکبر، ریاکار و دورو، خبرچین، بیکفایت، با عزّت نفس و مناعت طبع پایین، اهل خیانت و ضعفهای جدی شخصیتی هستند، مانع از این میشود که انسانهای فرهیخته، پخته و باکفایت، آگاه و بصیر، خوشفکر، خیرخواه، کارآمد و کاربلد و گاه منتقد به شما نزدیک شوند و در نتیجه، موجب دلسردی و کنارهگیری نیروهای دلسوز و خیرخواه در یاری رساندن به شما میشوند و در بهرهگیری از توان و ظرفیت این افراد محروم میشوید.
– نیز حضور این اشخاص در پیرامون شما، میتواند روحیه و شخصیتتان را به سمت اعتماد به نفس کاذب، زودرنجی، تصمیمهای احساسی و هیجانی، انتقادناپذیری، غرور، خودرأیی و مشورتگریزی، خشم و پرخاشگری، ثناخواهی، ریاکاری، رفتارهای عوامفریبانه، ظلم و ستم و یا حمایت از ستمکاران و مجرمان، رقابتها و رفاقتهای ناسالم و… سوق دهد و دنیا و آخرت شما را به سیاهی و تباهی بکشاند.
رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمودند: «حبُّ الإطراءِ و الثّناءِ يُعمي و يُصِمُّ عَنِ الدِّينِ و يَدَعُ الدِّيارَ بَلاقِعَ» (میزان الحکمه، همان، ص 436)؛ دوست داشتن مدح و ثناى مبالغهآميز [ممدوح را] از دين كور و كر مىسازد و خانهها را [از اهلش] خالى مىكند.
امیرمؤمنان علی علیهالسلام فرمودند: «الإطراءُ يُحدِثُ الزَّهوَ و يُدني مِن الغِرَّةِ» (همان منبع، ص 437)؛ ستايش مبالغهآميز [در ممدوح] خودپسندى پديد مىآورد و به فريب (غفلت) مىكشاند.
نیز فرمودند: «حُبُّ الإطراءِ و المَدحِ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّيطانِ» (همان منبع)؛ دوست داشتن مدح و ستايشِ اغراق آميز، از محكمترين فرصتها (دامها)ى شيطان است.
امام صادق عليه السلام نیز فرمودند: «لا تَغتَرَّ بقَولِ الجاهِلِ و لا بمَدحِهِ فَتَكَبَّرَ و تَجَبَّرَ و تُعجَبَ بعَمَلِكَ فإنّ أفضَلَ العَمَلِ العِبادَةُ و التَّواضُعُ» (همان منبع، ص 37)؛ فريب سخن و مدح نادان را مخور كه در نتيجه دچار تكبّر و گردن فرازى مىشوى و به عملت مغرور مىگردى؛ زيرا بهترين عمل، عبادت و فروتنى است.
سیره سَلَف صالح و بزرگان ما همیشه این بوده که اجازه تملق و چاپلوسی به دیگران نمیدادند و از این رفتار به شدت ناراحت میشدند. در سیره امام خمینی(ره) نقل است که پس از انتخابات نخستین دورۀ مجلس شورای اسلامی در خرداد 1359 نمایندگان به دیدار امام رفته بودند. آقاى فخر الدين حجازى، نماينده اول مردم تهران در اولين دوره مجلس شوراى اسلامى، سخنرانى خود در محضر امام را با جمله «بابى أنتَ وَ أمّى» آغاز كرد و بقيه محتواى سخنرانى نيز در تجليل از مقام والاى امام بود كه با گلايه شديد ایشان روبرو شد. به گونهای که ناراحتی امام از چهره و صحبتهایشان نمایان بود. لذا حضرت امام در همان آغاز سخن فرمود: «من خوف اين را دارم كه مطالبى كه آقاى حجازى فرمودند درباره من، باورم بيايد. من خوف اين را دارم كه با اين فرمايشات ايشان و امثال ايشان براى من يك غرور و انحطاطى پيش بيايد. من به خداى تبارك و تعالى پناه مىبرم از غرور. من اگر خودم را براى خودم نسبت به ساير انسانها يك مرتبتى قائل باشم، اين انحطاط فكرى است و انحطاط روحى. من در عين حال كه از آقاى حجازى تقدير مىكنم كه ناطق برومندى است و متعهد، لكن گله مىكنم كه در حضور من مسائلى كه ممكن است من باورم بيايد فرمودند.» (صحیفه امام، ج 12، ص 343)
نیز رهبر معظم انقلاب بارها مخالفت شدید خود را با تملقگویی و مبالغه و غلو نسبت به خودشان اظهار نمودند؛ برای مثال، ایشان در دیدار با نیروهای مسلح شمال کشور و خانوادههای آنان در نوشهر فرمودند: « من به شما عرض میکنم، به همه هم این را میگویم و گفتهام و تکرار میکنم، مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی که متناسب با وجود ولیعصر (ارواحنا فداه) هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای کوچک و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر.» (28/6/1391)
هرگاه جمعیت زیادی برای زیارت مرحوم آیت الله کوهستانی شرفیاب میآمدند، برخی برای سلامتی وی صلوات میفرستادند ولی ایشان خوششان نمیآمد و میفرمود: «برای سلامتی آقا امام زمان علیه السلام صلوات بفرستید.» (بر قله پارسایی)
به یاد دارم چندی پیش حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژهای (رئیس محترم قوه قضائیه) از به کار بردن عبارت «آیت الله» نسبت به خودشان ناراحت شده و از این کار نهی کردند. چنانکه حجت الاسلام و المسلمین مروی (رئیس محترم آستان قدس رضوی) نیز از به کار بردن این تعبیر نسبت به خودشان نهی نمودند.
سخن آخر اینکه، مؤمن از تملقگویی و تملقپذیری دوری میکند و آن را زنگ خطری برای خود میداند که حضرت علی عليه السلام در وصف پرهیزکاران فرمودند: «إذا زُكِّيَ أحَدٌ مِنهُم خافَ مِمّا يُقالُ لَهُ، فيقولُ: أنا أعلَمُ بنَفسي مِن غَيري و رَبّي أعلَمُ بي مِنّي بنَفسي! اللّهُمّ لاتُؤاخِذْني بما يَقولونَ و اجعَلْني أفضَلَ مِمّا يَظُنّونَ و اغفِرْ لي ما لايَعلمونَ» (همان، ص439)؛ هرگاه فردى از آنان به پاكى ستوده شود، از آنچه درباره اش مىگويند هراسان مىشود و مىگويد: من خود را بهتر از هر كس مىشناسم و پروردگارم مرا بهتر از خودم مىشناسد! بار خدايا! آنچه مىگويند بر من مگير و مرا برتر از آنچه مىپندارند قرار ده و آنچه را [از گناهان من] نمىدانند، بر من ببخشاى.
کاظم علی محمدی
معاون تهذیب و تربیت آذربایجان شرقی
26 فروردین 1402
حجره نما | محتوای تهذیبی تربیتی مدارس حوزه های علمیه